دیگر بس است!
به روز شده در      یکشنبه 5 مرداد 1399     -   Sunday July 26 2020

پیرایه خلیلی
معاهده ننگین بین ایران و چین
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
HEIDARI SAMAN
 افزون بربحران کرونا، ایران اکنون پاندمی هولناک معاهده با دولت چین را تجربه می کند. این زنگ خطر و خبر ناگوار، ما ایرانیان را در اندوه از دست دادن مام وطن در خود فرو برده و از سویی خشم ما را بر علیه دولت های میهن فروش ایران و اشغال گرچین بر انگیخته است. دولت هایی که از خط قرمز مردم ایران عبور کرده اند! 
به نظر می رسد که رویای کسب قدرت و انباشت سرمایه در دو کشورسابقا سوسیالیستی روسیه و چین  به حدی رسیده است که آنان نیز همانند رقبا و همتایان غربی از نیاز های ملل خود و جهان فاصله گرفته و در حال تاخت و تاز هستند. این رویکرد جهان گشایی ابر قدرت ها، زندگی مردم جهان را چنان مختل و دستخوش نوسانات اقتصادی و مالی کرده است که دیگر کسی از فردای خود خبر ندارد وقادر به تشخیص تفاوت بین نیازهای اساسی (غذا، مسکن، کار، رابطه ...) و خواسته هایش (داشتن اجناس لوکس و غیرضروری) نیست. 
سیستم های سرمایه داری درپی برداشت بی حد منابع و احداث کارخانه ها ونتیجتا تخریب کره زمین، همواره در حال تولید بی وقفه کالاهایی غالبا غیر ضروری و لوکس بوده و با تبلیغات پی در پی، آن ها را به نوعی نیاز برای انسان مدرن بدل کرده اند. با تمرکز ارزش ها بر مادیات، رقابت بین دولت ها برای دستیابی به بازار مصرف کننده  نیز افزایش یافته است. این گونه نظام ارزشی و رویکرد رقابتی، موجب دور افتادن انسان ها از یکدیگر در جنگل بقای سرمایه داری و رواج تجارت غیر اخلاقی نظیر کلاهبرداری، اختلاس رشوه، دزدی و ... شده است. افراد جامعه نیز برای پیشبرد اهداف چنین نظام هایی، رفته رفته به آدم های آهنی و ربات مبدل شده که هر روزه مسیر از پیش تعیین شده ای را مکررا پیموده و نتیجتا از خود بیگانه شده اند. از آنجا که هویت و توانایی های انسان در همزیستی متقابل و برخورد و تعامل با دیگران شکل گرفته و شناخته می شود، به دلیل عدم فرصت های مناسب و ضروری برای ایجاد روابط وهمیاری، انسان امروزی دچار بحران هویت و گم گشتگی شده است. در این جوامع افراد برای امرار معاش غالبا وادار به پذیرش احکام و ارزش های نظام می شوند.
 
 
حکومت ایران به دلیل عدم قابلیت ش در تولید کالاها و ناتوانی در بخش مدیریت و فساد تنها به منابع و سرمایه های اصلی ایران یعنی نفت و گاز و غیره، اتکا داشته و با رویکرد انزوا طلبی، ایران را ازداشتن ارتباط سالم با دیگر کشورها باز داشته است  ونیز با دادن یارانه به ایرانیان، آنان را به تابعیت از احکام نظام و پیروی از قوانین واپس گرایانه وادار کرده است. و بر خلاف جوامع دموکراتیک که به اعتراض ملت هایشان اهمیت داده و از آن  بعنوان فیدبک و بازخورد برای اصلاح جامعه استفاده می کنند، در حکومت دیکتاتوری و یک سویه نگر ایران، با این نوع اعتراضات غالبا با سرکوب برخورد می شود.
تکرار تجربه سرکوب سبب شده است که بسیاری ازایرانیان دچار نوعی بی تفاوتی و بی اعتنایی ناشی از درماندگی و «ناتوانی آموخته شده» شوند و باور کنند که در سرنوشت خود و ایران تاثیری ندارند. از سوی دیگر حکومت ایران با سابقه چهل سال غارت و سرکوب و اجحاف ودروغ و قتل و وعده های تو خالی، دستش کاملا باز شده بطوریکه ایرانیان از آن سلب اعتماد کرده و کلیه وعده ها، گفتگو ها، سخنان، آداب، راهکارها و رفتار های سردمداران این نظام را به سخره و مضحکه می گیرند.
 این حکومت با قساوت تمام از فرصت تحریم اقتصادی توسط امریکا و اجبار در خانه ماندن ایرانیان در زمان کرونا، به نفع خود استفاده کرده وموضوع معاهده با چین را دقیقا در زمانی مطرح می کند که عرصه زندگی را به مردم تنگ کرده است با این امید که ایرانیان ناگزیر به پذیرش هر نوع کمک از جمله اشغال ایران توسط چین شوند. 
تاریخ تکرار میشود: همان ترفند صدقه ی «آب و برق مجانی» و وعده شکوفایی اقتصاد، این بار صدقه پکن!
در واقع حکومت ایران دانسته یا ندانسته در بازی تقسیم اراضی منطقه بین کفتارهای سیاسی دنیا - که زوزه شان مو بر اندام ساکنین آن راست می کند، همکاری کرده و برای بقای خود، راه را برای عرصه تاخت و تاز آنان هموار کرده است. 
در رابطه با اشغال ایران توسط چین، یکی از روزنامه های ایران وابسته به رژیم، برای ترغیب و فریب بیشتر مردم، از تلفیق شیر، نماد پرچم سابق ایران و از اژدها، سمبلی ملی در چین، طرح و مطالبی اراِئه داده است.  این رژیم، چهل سال پیش نماد شیررا که سمبل کهن ایرانیان است از پرچم ایران حذف کرده بود،  حال تلاش می کند که در جان شیر مُثله شده ایرانیان، روح خبیث اشغال گری را بدمد و آن را در کنار اژدهای چینی قرار دهد و این تلفیق نامبارک و تنفر بر انگیز را رمانتیک سازی کرده و به ملت با مدارا و حرف شنو ایران تحمیل کند. اژدها در فرهنگ چینی سمبلی زیباست که شوربختانه با استفاده ابزاری و طمع گرایی دولت چین، ارزش  سمبلییک و مفهوم نمادین خود را از دست داده است و حال برای ایرانیان به منزله اژدهایی است که با آتش دمنده و میل سیری ناپذیر خود به منابع سرزمین ما چشم دوخته و سعی در بلعیدن هستی ایران دارد.
تکلیف ما ایرانیان  با حکومت ایران که همیشه خودسرانه و سرکوبگرانه عمل کرده است، بسیار روشن است. اما دولت چین که به منظور گسترش امپراطوری اقتصادی خود  بدون در نظر گرفتن اخلاق تجارت و با آگاهی تمام از نارضایتی ایرانیان از دولت غیر مشروع ایران و سو استفاده از موقعیت کرونایی و در بند بودن ایرانیان در خانه و قادر نبودن به اعتراض، فریبکارانه چنین معاهد ه ای را  تدوین کرده، می باید چند نکته مهم را یادآور شد.
 نخست اینکه توصیه می شود پیش از کشور گشایی، چین مروری به تاریخ سلسله های امپراطوری گذشته خود  و دیگر ملل بیاندازد و علت سقوط اصلی آنان را  که عمدتا زیاده خواهی و آزمندی و ستم و خودبینی بوده، به خوبی مرور کند. افزون براین، دولت چین باید بداند که تصرف و تخلیه منابع ایران به منزله کشیدن حیات از شریان های سرزمین مادری و نیاکان ماست.  دولت چین تا کنون با حمایت از رژیم ایران صدمات فراوانی به ایرانیان و حقوق بشر وارد کرده است. در سالیان اخیر چین در بسیاری از کشورها از جمله ایتالیا، سریلانکا، کشورهای افریقایی و غیره، سرمایه گذاری کرده و افراد متخصص خود را بدون قشون کشی به این مناطق روانه کرده است. این قرارداد ننگین با وجود اعزام لشکر و قشون به ایران نه تنها توهین به ملت ایران، بلکه دلالت بر تبدیل کردن ایران به پایگاهی نظامی برای چین دارد. 
 صفحات تاریخ ایران به وضوح نشان می دهد که آرکی تایپ (سرنمون) سلحشور در روان جمعی ایرانیان بسیار فعال است و با وجود همه سرخوردگی های  چهل سال گذشته به موقع شعله ور خواهد شد. تاریخ نشان داده است که سلحشورِ درونِ ایرانیان برای حفظ مرزهای کشور تا حد جانفشانی متعهد بوده است. در واقع حکومت ایران با واقف بودن به این موضوع و تبعیض و تحریک وسرکوب اقوام ترک و بلوچ و کرد ودر خوزستان و غیره و ناگزیر کردن برخی از آنان به جدایی از ایران، باقی ایرانیان را از خطر تجزیه همواره ترسانده و خود را ظاهرا مدافع یکپارچگی ایرانیان قلمداد کرده است تا بتواند به  بقای خود ادامه بدهد. علاوه بر این، در چهل سال گذشته سنگ فلسطینیان را بر سینه زده و با شعارهایی که تماما به گفته شان به «فلسطین اشغالی» اشاره میکند اذهان ایرانیان را منحرف کرده و با دخالت بی جا در بین اسراییلیان و فلسطینیان نه تنها مسئله موجود بین آن ها را وخیم تر کرده بلکه بخش عظیم ثروت مملکت، در حالیکه خود ملت ایران نگران نان شب بوده اند، را در این راه بر باد داده است. و حال با یک سویه نگری و رویکردی حق به جانب و خودشیفته که از ویژگی های سردمداران بی کفایت این نظام است، پیشکش کردن ایران به چین را موجه دانسته و اعتراض ایرانیان به موضوع  «ایران اشغالی» توسط چین را سرکوب می کند.
 در رابطه با مقوله میهن دوستی، دولت چین باید بداند که هم آن گونه که چینیان در ادوارمختلف  «دیوار چین» را برای حفاظت از مرزهای چین بنا نهادند که از عجایب هفتگانه جهان به شمار می رود، ما ایرانیان نیز از هم اکنون دیوارهای مجازی و سربه فلک کشیده ای  که از عجیب ترین عجایب است در قلب و روح  و روان خود و به دور مرزهای سرزمین مقدس ایران بنا نهاده ایم ودر میان آن برای بقای ایران ایستادگی می کنیم وبه چین «نه» می گوییم. ایران سرزمین اجدادی ما دارای فرهنگی غنی و کهن است. هر یک از اجداد ما در درازای تاریخ  نه تنها در پهنه جغرافیایی آن، بلکه در گستره ی عالم خیال، با سرودن اشعارو به جا آوردن آیین ها  و جشن ها از این مادر مشترک تقدیر به عمل آورده است... چو ایران نباشد تن من مباد...ای خطه ایران مهین ای وطن من    ....دو باره می سازمت وطن... اگرچه صد ساله که مرده ام به گور خود خواهم ایستاد تا که بردرم قلب اهرمن ز نعره آنچنان خویش... ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم.....ای ایران ای مرز پرگهر...با این همه عشق  و حدیث دلدادگی به مام وطن، پاسخ و واکنش ایرانیان به اشغال گران را خود حدس بزنید!
مهم ترین هشدار به دولت چین این است که زیان های مادی و معنوی که درآینده از اشغال ایران متحمل خواهید شد، ننگ و شرمی را که ملت بی گناه چین از این اشغال میبایست بر دوش بکشد و تنفرایجاد شده از سوی ایرانیان و جهانیان نسبت به چین که تا قرن ها باقی خواهد ماند،  به مراتب سهمگین تر خواهد بود تا بهره برداری بیست و پنج سال آنان از خاک ایران. 
ما بطور شفاف به شما دولت چین می گوییم که تهی کردن خاک ایران از کلیه منابع که چیزی جز اسکلت و شبحی از ایران برای نسل های آینده  ما باقی نمی گذارد را نمی پذیریم. ما خواهان صلح هستیم. اما شما با این قراداد ننگین که به منزله تجاوز به ایران محسوب می شود نشان داده اید که از خرد کهن چین فاصله گرفته اید، از دموکراسی ونیازهای مردم چین و جهان فاصله گرفته اید. ازحکمت و تعالیم بزرگانی چون بودا، دائو و کنفسیوس که چین مادربه دنیا اهدا کرده، دور شده اید.  
آنچه را بر خود نمی پسندی به دیگران تحمیل نکن- کنفسیوس
در درازای تاریخ، ایران همواره مورد توجه و تهاجم اقوام مختلف قرار گرفته و خواندن تاریخ مربوط به آن در هر یک از ما نه تنها احساس انزجار و نگرانی، بلکه حس ضرورت نگهداری و حفظ فرهنگ و ارزشهای بالنده و مرز و بوم آن را ایجاد می کند. کتاب جامع التواریخ یکی از منابع به جا مانده است که به حمله یکی از این اقوام مهاجم یعنی مغول ها، چگونگی زمامداری و سلطه آنان بر ایرانیان پرداخته است و با مرور آن می توان به تشابهات وضعیت هولناک زیست ایرانیان در آن دوره و وضعیت اسف بار زندگی ایرانیان تحت حکومت فعلی پی برد. میدانیم که سرانجام مغول ها دربرابر فرهنگ ایرانی به زانو درآمده، درآن مضمحل شده و فرهنگ خود را از یاد بردند. نظام تحمیلی جمهوری اسلامی نیز با وجود فرهنگ سازی سرسام آور خود در چهل سال گذشته، قادر به تحمیل خود به ایرانیان نشده است و در واقع مانند مغول ها در فرهنگ اصیل ایرانی واز سوی دیگر در منجلابی از گرانی، فقر، فساد، فحشا، سقوط اخلاقی که خود مسبب آن بوده است گم شده ، به آخر خط رسیده و برای ادامه حیات خود مذبوحانه به چین متوسل شده است.
 
تصاویر اشغال احتمالی چین به بهانه رونق اقتصادی ایران  نیز بهتر از دوران سلطه مغول نیست: ورود چینیان و ارتش آنان به ایران و ایجاد پایگاه های نظامی چین در ایران، خریداری عده ای وطن فروش ایرانی و به خدمت گرفتن آنان، ایجاد روابط خویشاوندی با ایرانیان به منظور مستحکم کردن جایگاه خود، پیشرفت خزنده وار سیستم چینی و اجاره و غارت باقی منابع و اماکن ایران، پیدا شدن سر و کله چینیان در دستگاههای دولتی، برقراری حقوق کاپیتولاسیون، برپایی کارخانجات و تخریب طبیعت ایران، تبدیل کردن زندگی ایرانیان به زندگی برده وار ماشینی برای دریافت دستمزد، ایجاد جو ترس همانند وضعیت کره شمالی برای کنترل هر چه بیشتر ایرانیان و مهم تر از همه از بین بردن آداب و رسوم ملی ایران.
 
جالب اینست که برای خواباندن سر و صدای مردم ایران به اشغال گری چین، وزیر امور خارجه نظام ایران اظهارکرده است که یک وجب از خاک ایران را به چین نخواهند داد. این اظهاریه مردم فریبانه، داستانی از شاهنامه را  به ذهن متبادر می کند...ما ایرانیان بمانند سایر ملل، گنجینه های ارزشمندی از خرد نیاکان و فرهنگ خود برای رهایی از بند دیوهای ( اژدها) زمانه داریم که نمونه خوب آن، شاهنامه، سفر قهرمانی و عبور رستم از هفت خوان ( موانع) و رویارویی با اکوان دیو است. اکوان دیو، دیوی شرور بود که به شکل گورخر در میان گله ظاهر می شد و به گله های کیخسرو زیان می رساند. کیخسرو، رستم را نزد خود فرا می خواند و از او یاری می جوید...رستم با اکوان دیو به نبرد تن به تن می پردازد... 
 
در این نبرد رستم رفته رفته خسته شده و به خواب [غفلت] فرو می رود و دیو از این فرصت استفاده کرده و رستم را با زمین و خاک زیر پایش [ اشغالگری و تصاحب از نوع استعمار نوین و ریشه کن کردن فرهنگ ساکنین اصلی] به هوا بلند می کند. 
 
رستم، پهلوان و تهمتن است و به زور و بازوی خود تکیه می کند. اما فردوسی به او یادآور می شود که گزینه های دیگر را نیز در نظر بگیرد و به فریبکاری اکوان دیو در لباس میش و گورخر[حکومت های ریاکار] آگاه شود...
 
ببین ای خردمند روشن روان       که چون باید او را ستودن توان...
بدانست رستم که آن نیست گور        ابا او کنون چاره باید نه زور    
 
چاره اندیشی یا سکوت و بی اعتنایی....این ها نیز یادآور نبرد دیگری است که در کتاب گیتا ( بهاواد گیتا) هندوان آمده است. این کتاب، تعالیم کریشنا به منظور دریافت معرفت و آگاهی از طریق شناخت، یوگای عشق، یوگای عمل و... را در بر می گیرد.
 
در یک صحنه نبرد، آرجونا ( سرداری رشید) در میان یک صف ایستاده و در برابر او صف دشمن، وی با نظری متوجه می شود که برخی از آنان ( دشمنان) آشنایان او هستند. پاهایش سست می شود و از کریشنا دلیل این سستی را می پرسد. آرجونا رفته رفته می آموزد که برای پیروزی در نبرد بیرونی، نخست می بایست به نبرد درونی پرداخت. اما این آشنایان که آرجونا با دیدن آنان بی اختیار می شود که و چه چیزهایی هستند؟ آیا این آشنایان بازدارنده حرکت و ایجاد تغییر چیزی جز ذهنیات و افکار ما هستند...یا ترس ها و «ناتوانی های آموخته شده» بر اثر سرکوب... عادت به بی تفاوتی و سکوت کردن ها... تحمل بیش از حد ستم ...محق ندانستن خود برای گرفتن آزادی ...پرداختن مدام به نان و غم نان و بسنده کردن و ترویج فرهنگ «آب و برق مجانی» و ندیدن تصویر بزرگ تر زندگی...
 
با این آگاهی...
 
 ازخود و ما می پرسم که... آیا برای نجات مادر و سرزمین مشترک مان ایران و جهان از بند این زاهدان ریاکار و اژدهایان همیشه حریص و گورخر نماهای سیاسی که  زندگی ما را به بازی گرفته اند، شاهنامه وار و خردمندانه چاره جویی کرده ایم؟ آیا با آرکی تایپ سلحشور درون، همزمان که آماده نبردی جدید می شویم ارتباط درست داریم: چه برنامه ای برای حفظ مرزهای شخصی و جمعی داریم؟
 
و اینکه ریشه های تاریخی ترس و مدارای بیش از حد ما ایرانیان از حمله مهاجمان در روان شخصی و جمعی هر یک از ما چیست...چگونه با این ترس روبرو بشویم.  
 
و اینکه تا به کجای زمان می خواهیم چشم برحقایق ببندیم و بازیچه ی بازی های سیاسی ابرقدرت ها و حکام ستمگر شویم. چگونه می توانیم ایران را از این گردونه باطل رها سازیم. و به آنان بگوییم که ایران و من و ما نیز حق حیات داریم و با شما برابریم.  
 
و همچنان بپرسیم که آنان از زندگی چه می خواهند و هدف شان از زد وبندهای سیاسی چیست و آیا از نیاز های ما انسان ها مطلع هستند.
 
و بپرسیم آیا آسیب پذیری انسان در برابر یک ویروس نامریی کرونا شما را بیدار نکرده است!
 
ما می توانیم .... 
 
به آنان هشدار دهیم  ... چنانچه به ما گوش ندهید، ناگزیر به پیوستن به ملت چین و هنگ کنک و دیگر ملل خواهیم شد و حساب خود را از شما جدا خواهیم کرد. زیرا ما دارای بزرگترین قدرت، قدرت خرید هستیم و با تحریم کالاهایتان همه کاخ های اقتصادی  شما یک شبه فرو خواهند ریخت. دیگرنمی توانید ما راخاموش کنید. ما نگران فرزندان ایران زمین و دیگر ملل هستیم. ما شهروندان ایران این حق را داریم و اگر لازم باشد با توسل به سازمان ملل و چنانچه این سازمان نیز نتواند نقش اساسی ایفا کند با تشکل سازمان های دیگر، گروهی را از سوی ملت ایران برای نظارت به منابع و در آمد و چگونگی تقسیم آن به ایران روانه کنیم.
 
و به آنان بگوییم .... قوانین وایسم ها و دو قطبی کردن جهان به ابر قدرت ها و دولت های دست نشانده و به ملت های توانگر و وابسته ی فقیر، دیگر کار ساز نیست ...که روح جهان در اثر این جنگ های سرد و گرم شما و هراس مدام ما، در سرگردانی بی سابقه بسر می برد...که زمین و آسمان و ککهشان ها همانی هستند که به یاد داریم اما با  وجود این همه نعمت و فراوانی درهستی، بیش از هر زمان تنها وگرسنه و در رنج هستیم. چرا این همه منابع زمین مادر را که برای سازندگی و حیات است تبدیل به ابزارو سلاح آهنین برای تهدید و کشتار وبازی های جاه طلبانه خود کرده اید؟ یک بازی که در گذشته های دور در تاریخِ دشمنی و ناامنی انسان آغاز شد و بیهوده و نسنجیده ادامه پیدا کرد! ما انسان ها به بن بست رسیده ایم. آیا در بین شما دولت مردان و دولت زنان دنیا کسانی هستند که مایل به یک بازبینی کلی تاریخی باشد، به کل خلقت، به کل حیات و سرنوشت جامعه بشری و به دور از محبوبیت طلبی های متعارف رهبران سیاسی و جمع آوری هواخواهان، به این اصل مهم بپردازد که از کجا آمده ایم، چه می کنیم، به کجا میرویم و بشر را با خود به کدام سو می بریم: سازندگی یا ورطه نابودی!
 
 زمان آن فرا رسیده است که به شما نشان دهیم  ...هر نقطه از ایران و وجود ایرانی را که لمس میکنی درد آلود است. ایرانیان اعم از کودکان و بزرگسالان، در چهل سال گذشته ،هر روزه ترامای شخصی و جمعی را تحت سلطه رژیم دیکتاتوری ایران تجربه کرده اند. ترامایی که به سالیان متمادی درمان و ترمیم و دلجویی نیاز دارد! و حال تحمیل یک ترامای دیگر توسط تسلط چین ! این باور نکردنی ست!  این بی عدالتی ست!  جهان نباید سکوت کند. پژواک این ناله ها و دردها به همه دنیا اصابت خواهد کرد و چون آواری بر سر همه فرو خواهد ریخت. ما همه از یک مادر هستی به دنیا آمده ایم. گاه از سایه های روان جمعی ما، دولت های دیکتاتور به وجود می آیند و ما نیاز داریم که با یاری یکدیگر به این سایه ها، نور آگاهی بتابانیم. 
 
 ما می بایست به  آزمندان اقتصادی تفهیم کنیم ....آسایش خیال و شان انسان ایرانی و انسان و طبیعت بس مهم تر از بنجل ها و کالاهای لوکس و شیک مارک دار بر تن، جت های جنگنده وهولناک هوایی، برتری طلبی، پاره آهن ها و چرخ دنده های ماشین شماست ...که تن های خسته ودر بند ما پس ازگذاراز مسیرطولانی، ناهموار و نفس گیر ناآگاهی تاریخی تا به اینجا رسیده است وبه تن پوش آزادی و سقفِ آرامش و قوتِ طبیعی و دوستیِ بین ملل نیازدارد.
 
و از آنان بخواهیم که ...با ما ساکنین کره زمین، افراد جامعه، اعم از سیاه و سفید و زرد و ... گفتگو کنید. ما نه تنها خواهان بر طرف کردن نیازها ی خود بلکه دیگران و سایر ملل هستیم. ما انسان هایی جهانی شده ایم: ما در یک آن  با دیدن گرفتاری فردی در فلان دهکده کوچک و دور افتاده دنیا در شبکه های اجتماعی متاثر می شویم. ما دیگر نمی توانیم در حباب برتری مالی، نژادی، مذهبی، قومی، جنسی، فرهنگی و جغرافیایی خود زندگی کنیم و به فکر یکدیگر نباشیم. ما می خواهیم آگاهی های به دست آمده از باستان تا کنون و روش های هم زیستی مسالمت آمیز و همدلی و شفقت با همنوعان خود را به مرحله عمل در بیاوریم و تنها در کتاب ها و فیلم ها به آن نپردازیم. با ما ارتباط برقرار کنید. ما را بشنوید.  
 
ما با صدای بلند به رهبرچین و رهبران جهان می گوییم که دیگر بس است! واقعا بس است. 
 
        پیرایه شبان
لس انجلس، کالیفرنیا
جولای 2020
iranianlivesmatter@gmail.com
 
بیشتر بخوانید.....
تبلیغات
HEIDARI SAMAN
Shawn_Sedaghati
Mike-Rahbarian
Shiraz
Jahani
Ferdows
ketab gift
خبرگزاری ایرانشهر در شبکه های اجتماعی

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت مربوطه به خبرگزاری ایرانشهر می باشد

Iranshahr News Agency Copyright © 2015